طراحی سایت و پورتال با طراحی بهینه بر اساس قوانین موتورهای جستجو؛ سئو (Search Engine Optimization).
طراحی دوباره سایتهای قدیمی یا استاتیک و تبدیل آنها به سایتهای کاملا دینامیک با طرحی نو و معرفی سایت به موتورهای جستجو ...
مشاوره رایگان برای طراحی سایت با مرکز انفورماتیک راوش 44671432 - 09125248221

اگر به سایت تازه ای نیاز دارید، یا می‏خواهید وب سایت قدیمی خود را با طراحی سایتی کاملا دینامیک و نو به روز نمایید، با ما تماس بگیرید - مرکز انفورماتیک راوش :  09125248221 ، 44671432
طراحی سایت : راوش


محک
موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان

شناسایی منابع اطلاعاتی معتبر برای پاسخ به نیاز مخاطبین

مدیریت اطلاعات با رویکرد فازی

 چکیده

منطق فازی که در سال 1965 توسط دانشمند ایرانی، پروفسور لطفی زاده به جهان عرضه شد، در تقابل با منطق دو ارزشی ارسطویی، ابهام را به عنوان بخشی از سیستم پذیرفته و بر مفاهیم مبهم و نامعیّن دلالت میکند. در شرایطی که ماشین قادر به درک مفاهیم کیفی که به راحتی برای انسان قابل فهم است نیست، منطق فازی شیوه تفکر انسان را به فن آوری منتقل می کند. از منطق فازی در بسیاری از شاخه های علوم از جمله «مدیریت اطلاعات» استفاده می‌شود. در سال 1975، با انتشار مقاله های به زبان فرانسه در مورد جستجوی اطلاعات در شرایط فازی، این واژه به طور رسمی وارد ادبیات کتابداری و اطلاع رسانی شد. طبق اطلاعات ثبت شده در بانک اطلاعاتی LISA، بخش عمده ای از آنچه تاکنون در خصوص منطق فازی و مدیریت اطلاعات منتشر شده، بر ذخیره و بازیابی اطلاعات تمرکز داشته است. پس از آن، بیشترین کاربرد این مقوله به ترتیب در سازماندهی و فراهم آوری اطلاعات بوده است. اکنون برای تضمین امنیت شبکه های اطلاعاتی، از منطق فازی بهره برداری می شود. در برخی زمینه ها مانند مستند¬سازی و مدیریت رکوردها نیز تاکنون پژوهشی با موضوع فازی به انجام نرسیده است. در سالهای اخیر، رویکرد عمده این بحث به سمت نظام های خبره و هوش مصنوعی سوق یافته است. به نظر می‌رسد برای حل بسیاری از گره‌های موجود در حوزه مدیریت اطلاعات، میتوان از منطق فازی کمک گرفت.

مفاهیم بسیاری پیرامون ما وجود دارد که آنها را در قالب عبارتهای مختلف در بیان مسائل روزانه خود به کار می‌بریم. وقتی میگوییم «هوا خوب است»، در واقع هیچ کمیّتی برای خوب بودن هوا نداریم تا آن را اندازه بگیریم و این خوب بودن کاملاً یک مفهوم کیفی است. در واقع، مغز انسان با در نظر گرفتن عوامل گوناگون و بر پایه تفکر استنتاجی، جمله هایی را تعریف و ارزش گذاری میکند که الگو بندی آنها به زبان و فرمول های ریاضی اگر ناممکن نباشد، کاری بسیار پیچیده خواهد بود.

«منطق فازی»[3] بر آن است بر این مفاهیم غیر دقیق و کیفی دلالت کند. منطق یا تئوری فازی «یک نوع منطق است که روش های نتیجهگیری در مغز بشر را جایگزین میکند».

در جهان واقع نیز آدمی بسیاری از مفاهیم را به صورت فازی (به معنای غیردقیق و مبهم) درک می کند و بهکار می بندد. هرچند کلمات و مفاهیمی همچون «گرم، سرد، بلند، کوتاه، پیر، جوان» و نظایر آنها به عدد خاص و دقیقی اشاره ندارند، ذهن انسان با سرعت و انعطاف پذیری شگفت آوری همه را می فهمد و در تصمیم ها و نتیجه‌گیری های خود، به شمار می آورد. این در حالی است که ماشین فقط اعداد را می‌فهمد و ماهیتاً دقیق است.

منطق کلاسیک یا ارسطویی، تنها دو حالت برای موقعیت های مختلف قایل است: سیاه و سفید؛ آری و نه؛ روشن و تاریک؛ صفر و یک؛ درست و غلط، حال آنکه قایلان به تفکر فازی معتقدند ابهام در ماهیت علم است؛ یعنی همان‌طور که این ابهام ها در ذهن بشر وجود داشته و بشر با درک و توجه به آنها در ذهن خود پدیده ها را تغییر و مدل سازی میکند، منطق فازی نیز سعی دارد مدلهایی ارائه دهد که ابهام را به عنوان بخشی از سیستم ارائه کند. قوانین علمی گذشته، مثل ریاضیات، فیزیک، و مکانیک نیوتونی، همه بر اساس همین منطق دو ارزشی استوار شده اند، اما بدیهی است که ذهن ما کارهایش را با منطق دیگری انجام می‌دهد و تصمیم هایش را می‌گیرد. با کمک منطق فازی میتوان شیوه تفکر انسان را به فن آوری منتقل کرد.

منطق فازی در سال 1965 توسط دانشمند ایرانی به نام لطف‌علی عسگرزاده که جامعه بین الملل به نام پروفسور لطفی زاده از ایشان یاد میکند، ارائه شد. وی پس از پایه گذاری تئوری «مجموعه فازی»، در زمینه کاربردهای این تئوری در حافظه مصنوعی، زبان شناسی، منطق، نظریه تصمیم ها، نظریه کنترل، سیستم های خبره و شبکه‌های اعصاب، تحقیقات گسترده‌ای نمود. در حال حاضر، تحقیقات پروفسور لطفی زاده در زمینه منطق فازی نرم رایانه‌ای، محاسبات رایانه‌ای بر مبنای کلمات، نظریه رایانه‌ای ادراک و زبان طبیعی است.

وی در یک مقالة علمی کلاسیک که در سال 1965 به چاپ رسید، مفهوم «مجموعه فازی»، را که اساس نظریه تجزیه و تحلیل سیستم های پیچیده است، معرفی نمود که در آن «زبان طبیعی» به جای متغیرهای عددی برای تشریح رفتار و عملکرد سیستم ها به کار می رود. پس از معرفی مجموعه فازی، بیش از 15000 مقاله علمی توسط دانشمندان جهان درباره منطق فازی و کاربردهای گسترده آن در نشریه‌های علمی منتشر گردید و حدود 3000 درخواست ثبت اختراع در این زمینه در کشورهای مختلف جهان به عمل آمده است.

پس از آن لطفی زاده به پژوهش های خود درزمینه مجموعه فازی ادامه داد تا آنکه در سال 1973، در یک مقاله کلاسیک دیگر با عنوان «شرحی بر دیدی نو در تجزیه و تحلیل سیستم های پیچیده و فرایندهای تصمیم‌گیری» مفهوم استفاده از متغیرهای زبانی را در سیستم های حافظه و کنترل مطرح کرد. این مقاله اساس فن آوری کنترل بر مبنای منطق فازی است که در آینده اثرهای عمیق در طراحی سیستم های کنترل هوشیار خواهد داشت.گرچه منطق فازی کاربردی بسیار وسیع‌تر از منطق متداول دارد، ولی پرفسور لطفی‌زاده معتقداست منطق فازی اکسیر و نوش دارو نیست. وی میگوید: «کارهای زیادی هست که انسان می‌تواند به آسانی انجام دهد، در حالی که رایانه‌ها و سیستم های منطقی قادر به انجام آنها نیستند.

از جمله مفاهیمی که از دل منطق یا تفکر فازی بیرون آمده، نظریه مجموعه های فازی[4] است. با بسط این نظریه می توان توضیحات دقیقتری در خصوص منطق فازی ارائه کرد. مجموعه های از اعداد را در نظر می گیریم. مثلاً «مجموعه اعداد بزرگتر از 3 بر روی تاس». یعنی:

{6 ،5 ،4}A:

در این مجموعه عدد 4 هست، ولی عدد 3 نیست. حال «مجموعه اعداد بزرگ بر روی یک تاس» را در نظر می‌گیریم. عدد 4 در این مجموعه هست؟ در حقیقت، نمیتوان با قاطعیت وجود یا نبودِ وجود 4 را در این مجموعه پذیرفت. چنین مجموعه‌ای یک مجموعه فازی است.

چنانکه قبلاً گفته شد، در منطق کلاسیک یا دو ارزشی، اشیا در یک مجموعه دو حالت می پذیرند: تعلق و عدم تعلق، یا به زبان ریاضی صفر و یک. اما در منطق فازی، درجه عضویت هر شیء می‌تواند عددی بین صفر و یک را بپذیرد. به عنوان مثال، اگر قد علی 185 سانتیمتر باشد و بخواهیم ببینیم علی بلند قد است یا نه، در منطق ارسطویی دو حالت داریم: یا علی «بلند است» یا «بلند نیست». اما در منطق فازی، قد علی ممکن است «تا حدودی بلند» باشد. در این منطق، به قد علی عددی بین صفر و یک نسبت می دهیم. مثلاً می‌گوییم او به اندازه 8/. متعلق به بلندقدهاست. اما اگر قد وی 200 سانتیمتر باشد، او را کاملاً بلند قد میدانیم و می گوییم: او به اندازه 1 متعلق به بلند قدهاست.

بر همین اساس، یک انسان در نور کافی قادر به درک میلیونها رنگ است، ولی یک روبات چگونه می‌تواند این تعداد رنگ را تشخیص دهد؟ حال اگر بخواهیم روباتی طراحی کنیم که بتواند رنگها را تشخیص دهد، از منطق فازی کمک میگیریم و با اختصاص اعدادی به هر رنگ، آن را برای روبات طراحیشده، تعریف میکنیم.

 منطق فازی و مدیریت اطلاعات

چنانکه گفته شد، منطق فازی در زمینه های متنوع و متفاوتی کاربرد دارد و تقریباً حدود 10 سال پس از ابداع آن به متون کتابداری راه یافت. به گواهی بانک چکیده های مقاله‌های کتابداری و اطلاع رسانی مفهوم فازی اولین بار با عبارت «تئوری مجموعه های فازی» و در مقاله های تحت عنوان «جستجوی یک فایل در شرایط فازی» در دنیای کتابداری و اطلاع رسانی مطرح شد. در این مقاله[5] که در سال 1975 و به زبان فرانسه منتشر شده بود، به کاربرد نظریه و مجموعه های فازی در بازیابی اطلاعات پرداخته شده بود.

به جز مقاله های که در سال 1976 در خصوص کاربردهای عملی مجموعه های فازی در حل مشکلات مربوط به سازماندهی اطلاعات با عنوان «مجموعه های پراکنده در نظریه رده بندی» به زبان روسی منتشر شد[6]، چند سالی تقریباً تمامی پژوهش ها و مقاله های انتشار یافته در خصوص منطق فازی در عرصه کتابداری و اطلاع رسانی، بر مباحث مرتبط بر بازیابی اطلاعات متمرکز بود، به نحوی که از مجموع 32 مقالهای که در فاصله سالهای 1975 تا 1990 با موضوع فازی منتشر شده، 25 مورد آن به نقش و کاربردهای منطق فازی در ذخیره و بازیابی اطلاعات و راهبردهای جستجو و... اختصاص داشته است.

مجموعاً 266 رکورد که واژه فازی جزء توصیف گرهای آنها بود و در مقاله‌های انتشار یافته در فاصله سالهای 1969 تا نیمه سال 2006 میلادی منتشر و در LISA فهرست شده اند، بازیابی شد. این 266 مورد شامل تمامی جنبه های کتابداری و اطلاع¬رسانی میشود که لزوماً در تعریف مدیریت اطلاعات لحاظ نشده اند. مواردی مانند کتاب سنجی، نظام های هوشمند، هوش مصنوعی و...

در پژوهش حاضر، کاربردهای منطق و نظریه‌های مجموعه های فازی در مدیریت اطلاعات بررسی می‌شود، بنابراین ابتدا باید تعریفی از مدیریت اطلاعات ارائه گردد تا با در نظر گرفتن مؤلفه های موجود در این تعریف، به شکل دقیق تری کاربرد منطق فازی در این مقوله دنبال شود. در کتاب «فرهنگ توصیفی واژگان اطلاع رسانی و علوم وابسته» «مدیریت اطلاعات» چنین تعریف شده است:

اعمال مهارتمندانه کنترل بر فراهم آوری، سازماندهی، ذخیره، ایمنی، بازیابی و اشاعه منابع اطلاعاتی که برای انجام موفقیت آمیز عملیات در یک پیشه، نهاد، سازمان، یا مؤسسه ضروری است و مستندسازی، مدیریت رکوردها و زیرساختار فنی را در بر میگیرد.

چنانکه از تعریف فوق مستفاد میشود، «فراهمآوری»، «سازماندهی»، «ذخیره و بازیابی»، «ایمنی»، «اشاعه منابع اطلاعاتی»، «مستندسازی»، «مدیریترکوردها» و «زیرساختار فنی» واژه‌هایی هستند که بر عملیات مدیریت اطلاعات دلالت دارند.

در مرحله بعد، هر یک از واژگان فوق به صورت جداگانه با واژه Fuzzy ترکیب شده و در فیلد کلیدواژه ها LISA جستجو شد که حاصل این جستجوها در جدول 1 آمده است:

بازیابی اطلاعات

چنانکه رکوردهای به ثبت رسیده در LISA نیز نشان می دهد، کاربرد عمده مجموعه های فازی در کتابداری و اطلاع¬رسانی، در حوزه بازیابی اطلاعات است. اساساً مفهوم ربط به دلیل نامشخص و نسبی بودنش، یک مفهوم فازی است.

در جریان جستجو و یافتن اطلاعات به رکوردهایی می‌رسیم که نمی¬توان به طور قطع آنها را مرتبط یا کاملا بی ربط با موضوع مورد جستجو تلقی کرد. بنابراین دو مفهوم ربط و فازی را می توان قرین و هم زاد یکدیگر دانست.

عمده ترین ابزار ریاضی در بازیابی اطلاعات به شکل سنتی، جبر بولی است. تقریباً هر کسی که با یکی از پایگاههای اطلاعاتی، فهرست های رایانهای، یا شبکه جهانی وب کار کرده باشد، از عملگرهای بولی بویژه برای انجام جستجوهای پیچیده استفاده کرده است. جبر بولی بر مبنای نظریه مجموعه هاست. هر اصطلاحی که در مجموعه های از مدارک قابل بازیابی برای جستجو یا نمایه به کار می رود، میتواند با عملگرهای بولی (و، یا، نه) ترکیب شود. این اصطلاحات با یک سلسله مدارک موجود در نظام اطلاعاتی تطبیق داده می شود.

مفهوم ربط به دلیل نامعیّن بودنش، می تواند به راحتی به وسیله مدل های مجموعه فازی مدل سازی شود. بنابراین، نظام های بازیابی فازی به این صورت عمل می کنند: وقتی مدارک به سیستم اضافه می شوند، یک سلسله اصطلاحات به مدرک اختصاص یافته و به هر اصطلاحی وزنی داده می شود که درجه وابستگی آن اصطلاح به مدرک را نشان می دهد. نمایه‌ساز آزاد است تعیین کند یک اصطلاح فقط تا حدودی به یک مدرک مرتبط است بدون اینکه ناگزیر باشد در خصوص مرتبط بودن یا نبودن آن اصطلاح، تصمیم قطعی بگیرد. در یک نظام بازیابی اطلاعات فازی، بازیابی بیشتر بر مبنای منطق مجموعه‌های فازی است تا مجموعه های جبری بولی. در نظام فازی، همان عملگرهای بولی (و، یا، نه) مورد استفاده قرار می گیرند، اما متکی بر «اجتماعِ» فازی، «اشتراکِ» فازی، و «به جز» فازی.

این رویکرد به بازیابی اطلاعات جنبه های نظری بسیاری دارد، زیرا به عنوان مدلی که در فرآیند انتخاب منابع مرتبط توسط کاربران به مراتب مفیدتر است، ظاهر می شود. این مدل همچنین به نوعی جرح و تعدیل در نظام سنتی مکانیزم های بازیابی بولی است، در حالی که قسمت عمدهای از مکانیزم ها و زیرساخت های موجود در بازیابی اطلاعات، همچنان مفید هستند. به علاوه، بازیابی اطلاعات فازی در تخصیص اصطلاحات نمایه با استفاده از اصطلاحات مرتبط به قدر اصطلاحات کاملاً مرتبط، انعطاف پذیر است.

سیستم های بازیابی اطلاعات فازی با وجود تمام محاسنی که دارند، چندان در مقیاس وسیع به کار گرفته نشده اند. دلیل این امر نیز هزینه های بالای نمایه کردن با روش فازی است. با وجود این، تحقیقات در نظام بازیابی فازی همچنان ادامه دارد و روز به روز نیز وسعت بیشتری می یابد.

اکنون به به اختصار[11]، به ارائه توضیحاتی درخصوص چگونگی کاربرد منطق یا تئوری مجموعه های فازی در بازیابی اطلاعات می پردازیم:

چنانکه قبلاً گفته شد، به جای این فرض که یک عنصر عضوی از یک مجموعه است، از تابع عضویت برای شناسایی درجه عضویت عنصر در یک مجموعه استفاده می‌شود. مجموعه های فازی برای بازیابی اطلاعات مفیدند، زیرا این مجموعه ها می توانند «موضوع» مدرک را توصیف کنند. به علاوه، از آنجا کهدر منطق فازی «زبان طبیعی» به جای متغیرهای عددی برای تشریح رفتار و عملکرد سیستم به کار می رود، میتوان برای بازیابی اطلاعات در بانکهای اطلاعاتی، به نحو مؤثری از آن بهره جست.

مجموعه های از عناصر که در آن هر عنصری محدوده مدرک را توصیف کند، ذاتاً مجموعه های فازی است. مدرکی که درباره «کتاب های کودکان و نوجوانان» است، ممکن است راجع به «روانشناسی کودک و نوجوان» نیز گفتگو کند. از این رو، ممکن است موضوع این مدرک تا حدودی درباره «روانشناسی کودک و نوجوان» باشد. قرار دادن روانشناسی کودک و نوجوان به عنوان عنصری از مجموعه، صحیح نیست، اما نادیده گرفتن آن نیز ما را از دقت لازم دور می کند.

یک مجموعه فازی دارای عضویتی است که در آن قوّت عضویت هر عنصر به شکل ذاتی دقیق نیست. در مثال بالا مجموعه های از مفاهیم که مدرک را توصیف می کند، به قرار زیر است:

C= {(children's books, 1.0),(children's psychology, 0.5)}

مجموعه C یک مجموعه فازی است، زیرا این مجموعه دارای درجات عضویت مربوط به هر عضو است. به طور قراردادی، یک مجموعه فازی که شامل مفاهیم موجود در  C={c1,c2,….cn}باشد، به صورت زیر نمایش داده می شود:

در اینجا ،تابع عضویتی است که درجه عضویت عنصری را در مجموعه نشان می دهد.

از نظریة مجموعه های فازی به شکل های گوناگون در بازیابی اطلاعات استفاده می‌شود. یکی از رایج ترین این شکلها که در متون زیادی به آن پرداخت شده، بازیابی بولی مجموعه های فازی است.

بسط مجموعه فازی به منظور بازیابی بولی، در اواخر دهه 70 میلادی انجام گرفت.ضریب تشابه بولی می تواند به وسیلة بررسی اصطلاحات موجود در مدرک به صورت فازی محاسبه گردد، زیرا عضویت اصطلاحات بر اساس تعداد رویداد آنها در مدرک صورت می پذیرد.

برای مثال، مجموعهD را که شامل همه مدارک مجموعه است، در نظر بگیرید. مجموعه فازیDt می تواند به صورت مجموعه D که تمام مدارک دارای اصطلاح t را توصیف می کند، محاسبه شود. این مجموعه به صورت:

نمایش داده می شود. دراینجا d1 شامل عنصرt با قوّت 0.8 و d2 شامل عنصرt با قوّت 0.5 است.

همینطور، مجموعه Ds به صورت مجموعه‌ای از تمام مدارک که شامل اصطلاح S است، تعریف می‌شود. این مجموعه می تواند به صورت:

تعریف شود.

عملیات اصلی اشتراک، اجتماع، و متمم که اساس منطق بولی را تشکیل میدهد، در مجموعه های فازی به این صورت بیان شده است: اشتراک از حداقل دو تابع عضویت و اجتماع از حداکثر دو تابع عضویت که برای یک عنصر تعریف شده است، استفاده می کند. از تعاریف زیر برای به دست آوردن این مفاهیم استفاده می شود:

 محاسبه به محاسبه و محاسبه  به محاسبه  نیاز دارد. این محاسبات می تواند با استفاده از مقدار حداکثر برای اجتماع، و مقدار حداقل برای اشتراک انجام شود. از این رو داریم :

درخصوص این روش، نکتهای که حتماً باید در نظر گرفته شود این است که این مدل، حاوی وزن اصطلاحات پرس و جو نیست.

روش دیگری که با استفاده از منطق فازی در بازیابی اطلاعات به کار گرفته می شود، روش استفاده از سلسله مراتب مفهومی و مجموعه های فازی است. این روش که برای اولین بار در سال 1991 معرفی شد، از شبکه مفهومی برای نشان دادن مفاهیم موجود در مدارک و پرس و جوها و نشان دادن ارتباط این مفاهیم، استفاده می کند. بعدها محققان ایرانی توانستند با بسط این روش، شیوهای مؤثر برای بازیابی اطلاعات در زبان فارسی ابداع کنند. به منظور برطرف کردن نقایص موجود در روشهای کلاسیک بازیابی و عملگرهای اولیه، یک درجه «کمیّت نمای فازی»[12] برای هر عبارت در یک پرس و جو محاسبه می شود.

 سازماندهی اطلاعات

چنانکه داده های جدول 1 نیز نشان داد، استفاده از نظریه‌های فازی در رده‌بندی اطلاعات، به میزان بازیابی اطلاعات متداول نبوده است، تا سال 1995به جز مقاله ای که در سال 1976 در خصوص رده‌بندی منتشر شد[15]، هیچ مقاله ای در خصوص رده بندی یا سازماندهی و منطق فازی در LISA به ثبت نرسیده است. در فاصله سالهای 1995 تا 2006 نیز آثار منتشر شده با این موضوع، عمدتاً در حوزه اطلاعات پزشکی بوده است. به استناد مقاله های ثبت شده در بانک اطلاعاتیLISA، در سال های اخیر تمایل به استفاده از رده‌بندی فازی در ساخت پایگاه های اطلاعاتی و نیز نظامهای خبره، افزایش یافته است.

برای مثال، در ایجاد پایگاه های اطلاعاتی با استفاده از سرورهای SQL،  رده بندی فازی و استفاده از پرس و جوهای متداول، شرایطی را ایجاد کرده است که دادهها به نحو ساده ای درست مانند رده بندی های متداول غیرفازی، از پایگاه های اطلاعاتی استخراج می شوند. چارچوب های پیشرفت های نیز به عنوان ابزار داده آمایی در نظام های گسترده اطلاعات استفاده شده و با پایگاههای اطلاعاتی مرتبط که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند، یکی می شوند. با استفاده از راهکارهای ارائه¬شده از طریق این روش، تحلیل داده‌ها به نحو انعطاف پذیرتری انجام می شود و اطلاعات نیز در مرحله شکل گیری گزارش به شکل بهتری ارائه می‌گردد.

قواعد رده بندی فازی در پاره ای موارد به صورت خودکار تعیین می شوند . شیوه های « نورو فازی»[16] یا فازی نوین، گزینش «الگوریتم تکوینی»[17] و «خوشه بندی فازی»[18] در ترکیب یا بهینه سازی الگوریتم تکوینی، از جمله فنونی است که برای ارائه این قواعد به کار گرفته می شود. مدل های مختلف فازی، برای رده بندی مراحل زیر را دنبال می کنند:

1. ساختار مدل

2. داده های به دست آمده از ارزش دهی اولیه

3. تضمین صحت و شفافیت

4. استخراج قواعد مشابه سازی بر اساس ساده سازی

5. انتخاب ویژگی ها بر اساس تفکیک سازی درونرده ای

6. بهینه سازی چند ماده ای تکوینی.

شیوه ارزشدهی به مدل بر اساس کوواریانس حاصل از یک دسته بندی فازی مقدماتی به کار گرفته می شود. با به¬کارگیری موفقیت آمیز گزینش ملاک ها، آسان سازی حاصل از به کارگیری قواعد و تنظیم آنها بر مبنای الگوریتم تکوینی، کار کارشناسان رده بندی در زمانی کوتاه تر، به شکل دقیق تری انجام خواهد گرفت.

 فراهم آوری اطلاعات

طبق اطلاعات ثبت شده در بانک اطلاعاتی  LISA، واژه فازی برای اولین بار در سال 2003 به ادبیات فراهم آوری در کتابداری و اطلاع رسانی راه یافت. اما با نگاه دقیق تری به مقاله های این مجموعه، مشخص شد هیچ یک از این مقاله‌ها به طور دقیق به کاربرد مجموعه های فازی در مجموعه سازی نپرداخته اند. آنچه این شش مقاله در نظر داشته اند، نوعی تعامل میان «مجموعه های سخت»[19] و «مجموعه‌های نامعین»[20] در فراهم‌آوری دانش و بهرهگیری از رویکرد نظریه احتمالات در شکلگیری مجموعه های سخت بوده است.

پیش از این تاریخ، «بنسمن»[21] در مقالهایکه سال 2001 منتشر شد، به «قانون بردفورد» و «مجموعه‌های نامعیّن» توجه کرده بود. هرچند در کلیدواژه های این مقاله از واژه «فراهم آوری»، یا «مجموعه گستری» استفاده نشده است، اما از آنجا که قانون بردفورد مستقیماً با مجموعه سازی مرتبط است، میتوانیم این مقاله را در زمرة مقاله‌های مربوط به فراهم¬آوری و فازی قلمداد کنیم. «بنسمن» که معتقد بود قانون بردفورد از منطق کلاسیک پیروی می کند، با تشریح نظریه مجموعه¬های فازی، به مسائلی که پیرامون این دو تفکر در مجموعه سازی مطرح می شود، پرداخته است. بردفورد در گزارشی که برای قانون پراکندگی ارائه کرده بود، برای به دست آوردن تابع عضویت متناسب با این قانون، از نمودهای عینی استفاده کرد. این نمودها در شیوه به کار رفته برای تعیین رده های a, b, c که در جدول هایی بسط داده شده اند، آشکارا موجودند. با بررسی این روند، میتوان به شیوه وی پی برد. از تقسیم کل ارجاعات هر مجله به تعداد سال های دربرگیرنده نمونه (برای مثال چهار سال برای ژئوفیزیک کاربردی) و به منظور تعیین کل ارجاعات در هر سال.

به این ترتیب رده های معیّن شده، به صورت زیر قابل تبیین‌اند:

a)    مجله‌هایی که سالانه بیش از 4 ارجاع دارند.

b)   مجله‌هایی که سالانه حداقل 4 و حداکثر بیش از 1 ارجاع دارند.

c)    مجله‌هایی که سالانه 1 ارجاع یا کمتر دارند.

پیاده سازی این روش، به خارج قسمت هایی با حداکثر دو مرتبه اعشاری می انجامد که عامل ایجاد رده‌هایی با مرزبندی های زیر است: بین a و b در 01/4؛ بین b و c 01/1؛ و بین c  و رده صفر که بنسمن خود آن را اضافه کرده و d نامیده است - در 01/0 . اگر رده a را که شامل 8/2% مجله‌ها و 3/32% ارجاعات در موضوع ژئوفیزیک کاربردی است، در نظر بگیریم و آن را «هسته نشریه‌های ادواری و بسیار مختص و مرتبط با موضوع» بدانیم، برای مجموعه های بردفورد، تابع عضویت غیرقابل تخصیص است.

اگر تعداد ارجاعات سالانه به یک مجله از 4 بزرگتر باشد، نمره/درجه عضویت آن مجله برابر یک است. ولی اگر تعداد ارجاعات سالانه به یک مجله، برابر 4 یا کمتر از آن باشد، درجه عضویت آن مجله برابر با تعداد ارجاعات به آن در سال، تقسیم بر 01/4 است. عدد  01/4 با نشان دادن پایین ترین حد هسته به عنوان خارج قسمت در بخش دوم تابع عضویت، انتخاب شده است. به کارگرفتن چنین تابع عضویتی برای داده های بردفورد، در یک جدول مجزا تنظیم می شود. در این جدول، رده های بردفورد همراه با رده اضافه شده صفر (d) بر اساس اصول مجموعه های نامعیّن که به ترتیب، تنزل عضویت مجموعه را می‌نمایاند، نامگذاری و نشان داده شده اند . A=a؛ A=b و نه A؛ c = نه A و A؛ و بالاخره d = نه A. بررسی این جدول نشان می دهد در پایین مجله‌های هسته یا همان رده A، نمره عضویت مجله‌ها بلافاصله کم می شود، به نحوی که در واقع صرفاً به صورت حاشیه – و نه هسته- مجموعه یک رشته خاص به شمار می آیند. تعداد مجله‌های موجود در رده صفر (d) تعداد مشخص نشده است و این همان سؤال پیچیده ای است که بردفورد هم نتوانست با موفقیت به آن پاسخ گوید.

 تضمین امنیت منابع

از جمله موارد دیگری که منطق فازی در آن مؤثر بوده، امنیت منابع الکترونیکی بویژه در حوزه شبکه‌هاست. در دنیای امروز گسترش وابستگی جوامع پیشرفته به ارتباطات دوربرد و شبکه های اطلاعاتی و سامانه‌های مختلف الکترونیکی، امری اجتناب ناپذیر است. البته، این سامانه‌ها و شبکه‌ها هر لحظه در معرض آسیب بوده و به لحاظ امنیتی مورد تهدید هستند.

تأمین امنیت شبکه ها به کمک منطق فازی، برای اولین بار در سال 2003 مطرح شد. پیش از آن، تنها در یک مقاله در سال 1997 از بهکارگیری منطق فازی برای تأمین امنیت نظام های رایانه‌ای سخن رفته بود، و آن مورد نیز در خصوص شناسایی قرنیه چشم افراد به عنوان رمزی نه ورود آنها به سیستم با کمک عوامل فازی بوده است.[22] این مسئله که اطلاعات شبکه ها باید به صورت یکپارچه در دسترس کاربران قرار گیرد، صحیح است اما موردی که فراتر از دسترسی است و باید به آن توجه شود، تعریف سطوح دسترس پذیری و پرکردن حفره های امنیتی موجود در شبکه است تا در صورت حمله به سامانه‌های اطلاعاتی و الکترونیکی، موجودیت اطلاعات صدمهای نبیند. برای کشف حمله‌های شبکه ای و دفع آنها، طرح استفاده از عوامل هوشمند نور و فازی پیشنهاد شده است که از طریق آن میتوان ترافیک شبکه ها را بررسی نمود. عوامل نور و فازی به ترکیب ویژگی های منطق فازی و شبکه های عصبی می پردازند و از این طریق می توان بر محدودیت های تخصص انسان در تأمین امنیت شبکه های اطلاعاتی غلبه نمود.

به طور کلی، نور و فازی اجازه استفاده از اطلاعات در منابع چندگانه را فراهم می‌سازد. با بررسی میزان ترافیک ورود به شبکه ها و تحلیل استفاده از آنها، میتوان برای تأمین امنیت شبکه ها با کمک نوروفازی اقدام نمود. نوروفازی، پارامترهای سیستم فازی را با استفاده از داده های به دست آمده از شبکه های جدید شناسایی می کند. تعیین پارامترهای سیستم فازی همچون عملکردهای عضویت، اهمیت اساسی داشته و شماری از رویکردهای آماری در آنها ارائه می گردند. عوامل هوشمند نور و فازی برای کشف ترافیک مشکوک در بسترهای TCP/IP پیشنهاد می شوند؛ زیرا قابلیت های فراوانی برای استفاده از سیستم های نور و فازی در تحلیل ترافیک شبکه ها و تضمین امنیت آنها وجود دارد. دانش تخصصی انسان برای توصیف کارکردهای عضویت فازی در شبکه ها محدود است، بخصوص اینکه مقدار گسترده دروندادها و بروندادهای شبکه ای در ارتباطات دور برد، تحقق این امر را دشوار تر می سازد. بنابراین، استفاده از مدل های فازی، بویژه نور و فازی، این امر را تسهیل می کند.

کاربران اطلاعات

همان طور که داده های جدول 1 نیز نشان می دهد، جستجوی مستقیم در خصوص اشاعه اطلاعات و فازی در LISA نتیجه ای در بر نداشت. اما اگر مطالعات کاربران را به عنوان مصرف کنندگان نهایی اطلاعات، یکی از حوزه های مرتبط با اشاعه اطلاعات فرض کنیم، مطالعة رفتارهای اطلاع یابی آنان می‌تواند به عنوان یکی از شاخه های اشاعة اطلاعات و مفاهیم درگیر با این حوزه، تلقی شود. البته، مطالعه رفتارهای اطلاع یابی کاربران را به نوعی میتوان با تمامی حوزه های مدیریت اطلاعات مرتبط دانست، زیرا تمامی فرایندهای در حال انجام در این زمینه را متأثر خواهد کرد و با استفاده از این نتایج میتوان در خصوص فراهم آوری و شیوه های ذخیره و بازیابی، تصمیم های جدیدی اتخاذ نمود.

در حقیقت، شیوه های اطلاع یابی به دلیل تنوع و گستردگی اطلاعات، همچنین به دلیل وجود تفاوت های فردی و شیوه¬های گوناگونی که افراد بسته به نیازها و موقعیت خود برای جستجو و دریافت اطلاعات انتخاب می کنند، نامعیّن یا فازی است. سیستم های کنترل فازی می توانند به پژوهشگرانی که در حوزه مطالعات کاربران تحقیق می کنند، شیوه هایی ارائه کنند که به وسیله آنها به بررسی نامعیّن بودن رفتارهای اطلاع‌یابی بپردازند.

در یک تحقیق بر روی کاربران وب‌سایت ها، سؤالی دربارة میزان اهمیت وب سایت در قالب طیف لیکرت از آنها پرسیده شد. این مقیاس از 1 به معنای بی اهمیت شروع می شد و تا 10 به معنای بسیار مهم گسترش می یافت. با استفاده از سیستم کنترل فازی، پژوهشگران توانستند به گروه بندی پاسخ ها بپردازند و آنها را تحلیل نمایند.

به علاوه، چنانکه میدانیم با توجه به تنوع محمل های اطلاعاتی در دنیای الکترونیکی امروز، و راه‌های گوناگونی که برای انتقال اطلاعات وجود دارد، کاربران بسته به نیاز خود، از راه‌ها و محمل های گوناگونی برای دریافت اطلاعات استفاده می‌کنند که می توان آنها را شبکه‌های مختلف ارتباطی نامید. سیستم های کنترل فازی در دسته بندی شبکه‌های مختلف نقش به سزایی ایفا می کنند و از طریق آنها می توان بهراحتی رفتارهای اطلاع یابی کاربران را _ که چندان نیز قابل پیش بینی نیستند بررسی و تحلیل نمود.

 نتیجه گیری

نظریة مجموعه‌های فازی، نقش بسزایی در مدیریت اطلاعات دارد و اگر چه بیش از 40 سال از ارائه این نظریه می گذرد، نه تنها وجوه استفاده از آن کمرنگ نشده، بلکه بتدریج به کاربردهای آن در حوزه های مختلف مدیریت اطلاعات افزوده می¬شود. در جهانی که همه چیز به سوی نسبیت پیش می‌رود و از قطعیت فاصله می گیرد، تمرکز بر منطق فازی که زیربنای آن را عدم قطعیت تشکیل می دهد، تقریباً اجتناب ناپذیر است.

بویژه با وجود ابزارها و محمل های جدید اطلاعاتی مانند اینترنت، روز به روز با عدم قطعیت و ابهام بیشتری مواجه می¬شویم. در حقیقت، با فراگیر شدن رسانه های اطلاعاتی، با مخاطبان عامی مواجهیم که کنترل آنها به راحتی ممکن نیست و وجود و ماهیت آنها برای سرویس دهندگان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. هرچند این کاربران ممکن است خواسته‌های مشخص و دقیقی داشته باشند، اما از آنجا که دانش آنها در سطوح متفاوت قرار دارد و به هیچ وجه قابل اندازه گیری نیست، ذخیره، سازماندهی و شیوه های بازیابی اطلاعات باید به گونه ای باشد که بتواند با درنظر گرفتن ابهامی که در سیستم وجود دارد و با کمک زبان طبیعی، پاسخگوی این خواسته ها باشد. زبان طبیعی از آنجا که به ساختار ذهنی انسان نزدیکتر بوده و توسط همه کاربران با هر سطح از توانایی و دانش قابل استفاده است، بویژه در شرایطی که خدمات کتابخانه غیرحضوری است و امکان آموزش به استفاده کنندگان نیز وجود ندارد، در ایجاد پایگاه های اطلاعاتی و طراحی موتورهای جستجو و ذخیره و بازیابی اطلاعات، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و منطق فازی به تحقق چنین نظامی بسیار کمک می کند. به نظر می¬رسد در حوزه فراهم آوری و رده بندی، منطق فازی نوپا بوده و عرصه برای پژوهش های بیشتر، خالی مانده است. اگرچه این دو حوزه به لحاظ ماهیت کار و با توجه به پژوهش های انجام شده، تا حدودی از منطق فازی دور هستند، اما به دلیل انعطاف زیادی که در نظریه مجموعه های فازی وجود دارد، این علم به باز شدن گره های موجود در این دو حوزه نیز کمک خواهد کرد.

 مجموعه های کتابخانه ها که امروزه کم کم از حالت سخت خارج شده و به سمت دنیای مجازی حرکت می کنند، بی¬شک بر بنیادهای فازی بهتر بنا شده و خدمات‌رسانی آنها نیز رضایت بخش تر خواهد بود. بویژه در پاسخگویی به نیازهای کاربران، از آنجا که این نیازها ماهیتاً فازی بوده و از فردی به فرد دیگر ممکن است تغییر یابند، استفاده از منطق فازی، برای سامانه‌های اطلاعاتی این امکان را فراهم می‌سازد که با در نظر داشتن نقاط ابهام در درخواسته ای کاربران، دقیق ترین اطلاعات موجود در پایگاه را در اختیار آنان قرار دهند. با توجه به نقش ارزنده ای که منطق فازی می تواند در مدیریت اطلاعات داشته باشد، لزوم توجه به این علم در کتابداری و اطلاع رسانی، ضروری تر به نظر می رسد. اما همانطور که مطالب مندرج در این پژوهش نیز نشان می دهد، تسلط به نظریه های فازی و محاسبات آن اندکی دشوار بوده و به درک مفاهیم پیچیده ریاضی نیاز دارد. به همین دلیل، لازم است پژوهشگران این عرصه با مفاهیم و محاسبات ریاضی کاملاً آشنایی داشته و با درک صحیحی از این مقوله، به حل مسائل موجود در رشته با کمک منطق فازی مبادرت ورزند.

 مدیریت اطلاعات امروزه به مفهومی پیچیده تبدیل شده است، زیرا اطلاعات موجود حجمی ناباورانه به خود گرفته و روزبه روز بر این حجم افزوده می شود. همه ما با اصطلاحاتی چون « انفجار دانش » یا « انفجار اطلاعات» کم و بیش آشنا هستیم. این پدیده ، واقعیت بزرگی است که منشاء تحولات و حتی انقلابی عظیم در عرصه حیات بشری گردیده است. نا گفته پیداست که حجم وسیع تر اطلاعات باید منجر به عملکرد بهینه تر، هوشمندانه تر و با سرعت بیشتر گردد. مقاله حاضر به بحث پیرامون چالش ها و تنگناهای موجود در مدیریت اطلاعات با رویکردی بر اطلاعات تحت وب می پردازد.

 تعریف مدیریت اطلاعات :

 واژه مدیریت اطلاعات در رشته ها و زمینه های مختلف علمی به کار برده شده است. از جمله در علوم کامپیوتر، بازرگانی، مدیریت و کتابداری و اطلاع رسانی. در این مقاله تاکید ما بر جنبه هایی از مدیریت اطلاعات است که در علوم کتابداری و اطلاع رسانی مطرح است. در این علم مدیریت اطلاعات، موضوعی نسبتا نو ظهور می باشد که روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود. در کتابداری و اطلاع رسانی، مدیریت اطلاعات به معنی توانایی در جمع آوری، نگهداری، بازیابی، اشاعه و در دسترس ساختن اطلاعات درست، در مکان و زمان مناسب، برای افراد شایسته با کمترین هزینه، در بهترین محمل اطلاعاتی برای به کار گیری در تصمیم گیری،  می باشد. ظهور اینترنت و مجراهای اطلاعاتی آنلاین، مدیریت اطلاعات را با چالش ها و تنگناهایی مواجه ساخته است به بخش هایی از آن اشاره می کنیم.

 مهم ترین تنگنا اضافه بار اطلاعات:

 امروزه یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه مدیریت اطلاعات ، مسئله ای است که از آن به عنوان اضافه بار اطلاعات" یاد می شود. اضافه بار اطلاعات که با ظهور اینترنت اهمیت آن دو چندان شد به باز یابی بیش از اندازه اطلاعات یا بازیابی اطلاعات ناخواسته مربوط می شود. لغت نامه آنلاین کتابداری و اطلاع رسانی  اضافه بار اطلاعات را چنین تعریف می کند : شرایطی که اطلاعات بیش از اندازه برای موضوعی در اختیار باشد که این حالت عموما درجستجوی آنلاین اتفاق می افتد، مخصوصا اگر پرسش در غالب واژه هایی کلی بیان شود.

 واژه اضافه بار اطلاعات اولین بار توسط الوین تافلر در کتاب « شوک آینده» به کار برده شد و به مرور به یکی از مباحث مطرح در زمینه بازیابی اطلاعات مخصوصا اطلاعات تحت وب  تبدیل شد. مطالعه در این زمینه مستلزم  شناخت منابع اطلاعاتی مختلف و تعیین محل  آنها در مخزنی نا منظم به نام اینترنت، ابزار های مناسب برای این کار و درک  تفاوت این ابزارها و نیز نحوه استفاده از آنها می باشد. البته هنوز برای بسیاری این سوال مطرح است که آیا مشکل اصلی مدیریت اطلاعات اضافه بار آن است؟ شاید بهتر باشد مشکل را کثرت کانال های اطلاعاتی وارتباطی بنامیم .چرا که بر خلاف دوران گذشته تکنولوژی های جدید «جایگزین» نمی شوند بلکه به گروه رسانه های موجود «اضافه» می شوند.

 داده، اطلاعات و دانش :

  متاسفانه بسیاری از تجارب سنتی در زمینه مدیریت اطلاعات به صورت خطی و خاص می باشند: جریان هایی که به رودخانه منتحی می شوند و نه به اقیانوس. شاید مشکل عمده نه اطلاعات بیش از اندازه، بلکه اطلاعاتی باشد که غیر مفید یا بی معنی هستند. برای تسلط بر اطلاعات باید ابتدا رابطه بین داده، اطلاع و دانش را درک نماییم: داده به واقعیت های خام اطلاق می شود. اطلاع، داده هایی است که در یک زمینه و مفهوم معنی دار سازمان یافته باشد. و دانش، داده های سازمان یافته ای است که درک شده و به کار گرفته شود .

 نقش کاربران :

 پس از درک تفاوت سه مفهوم فوق باید شناخت کافی از کاربران اطلاعات نیز داشته باشیم. همانطور که می دانیم؛ منبعی مانند اینترنت به کاربر نیاز دارد تا از منابع وسیع خود مضمونی به دست دهد. اما کاربران ممکن است به این دلیل که اطلاعات به دست آمده با پیش زمینه ذهنی آنها سازگار نیست تصور کنند که با اضافه بار اطلاعات مواجه شده اند حال آنکه چنین تصوری غلط است. یک روش برای حل این مسئله آن است که کاربران اطلاعات جدید به دست آمده را در ساختار دانش موجود تفسیر کنند و مدل آنالوگ ذهنی خود را  با جهان دیجیتال هماهنگ کنند.